شعر دل

اشعارمنصورمصطفائی فر

شعر دل

اشعارمنصورمصطفائی فر

شعر دل

سروده های منصور مصطفائی فر

طبقه بندی موضوعی

چه کنم که جز صبوری ز من هیچ بر نیاید

به سر آید عمرم اما غم تو به سر نیاید

نفسم گرفته از بس پی عشق تو دویدم

نرسی به دادم ار تو رود و دگر نیاید

به میان جمعم اما دل من غریب و بی کس

چو بمیرم اشک سردی ز دو چشم تر نیاید

ز شب سیاه زلفت شده تیره تر شب من

به غمت گرفته ام خو به شبم سحر نیاید

پر و بال من ببستی نروم ز کویت اما

خودت همره غریبه شدی و خبر نیاید

تو ز آرزوی منصور و دلش خبر نداری

نکِشد به بر تو را جان ز تنش به در نیاید

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۴ ، ۲۲:۱۱
منصور مصطفائی فر

کمی شبیه به آن بغض کهنه ای هستم

که در گلوی عاشق دلشکسته بشکستم

هنوز کار بزرگی جز عاشقی بر تو

بلد نباشم و کاری نیاید از دستم

به آرزوی اینکه ز کار دل عقده بگشایم

دل از همه ببریدم چو بر تو دل بستم

ز آسمان چشم تو من اگر چه افتادم

ولی به انتظار طلوعی دوباره بنشستم

دلم گرفته ز دستت که بی وفا بودی

گسستی از من و اما من از تو نگسستم

برای مستی خود جام می نمی خواهم

که می نخورده من از چشم نرگست مستم

اگر بپرسی از احوال هر شب منصور

بگویمت که به یادت غریق اشک هستم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۴ ، ۲۲:۱۱
منصور مصطفائی فر

گاهی به یاد عشق تو چشم دلم تر می کنم

غرق خیالت دست خود بر چانه لنگر می کنم

محو تماشایت شده مست از دو چشمت می شوم

بهر شراب عشق تو دل را چو ساغر می کنم

جز در خیالم روی تو گرچه ندیدم من ولی

زیبایی رخسار تو نادیده باور می کنم

تقدیر اگر روی خوشش بر ما نشان ندهد چه غم

رویای شیرینم تویی با عشق تو سر می کنم

منصور از آن روی چو گل دیگر نمی آرد سخن

من وصف بی پایان تو با شعر آخر می کنم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۴ ، ۲۲:۰۹
منصور مصطفائی فر

بیر بولود وار بو گوزومده سنی گورسم یاغاجاخ

گوز یاشیم یاغمور اولوپ سئل کیمی گوزدن آخاجاخ

صاباحا چاتمایاجاخ سن سیز اولان بو گئجه لر

سنی اولسم گوزلیم قبریده کونلوم آناجاخ

بیر گونشدین کی چیخیب مشرق جاندان آمّا

بیلمدیم کی گونشیم تئز گئده جک تئز باتاجاخ

هارا گئتسن ده بو گوز یاشلاری آرخانجا گلیر

هر قدم قویسان ایزی بو یورگیمده قالاجاخ

یریوی توتمایاجاخ کیمسه سنین قلبیمده

ایتیریپ عشقینی منصور آما بیر گون تاپاجاخ

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۴ ، ۲۲:۰۶
منصور مصطفائی فر

هنوزم دوست می دارم به زیر نم نم باران

بگیرم دست یادت را خیالت را کنم مهمان

تمام لحظه هایم را کنم از عطر یادت پر

که شاید این دل ویران بگیرد اندکی سامان

کمی اشک و کمی باران کُند آرام قلبم را

ولی درد دلم بی تو ندارد نقطه ی پایان

تمام دردهایم را به سیل اشک خود شویم

به جز داغ غم عشقت به جز درد و غم هجران

شنیدم بُرده ای ما را ز یاد و خاطرت جانا

مثال عهد و پیمانت که رفت از یاد تو آسان

بریدی دل ز منصور و برفتی از بَرش اما

به سویش برنمی گردی ندارد وصل تو امکان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۴ ، ۰۰:۰۰
منصور مصطفائی فر

کتاب لحظه های بی کسی نخستین مجموعه از سروده های منصور مصطفائی فر توسط انتشارات آرنا منتشر گردید

می توانید توسط یکی از روش های زیر کتاب را تهیه نمایید.


۱- واریز مبلغ 12000تومان (6500 تومان قیمت کتاب + 5500 هزینه پست پیشتاز) به شماره کارت 6037991807533215 بانک ملی ایران به نام منصور مصطفائی فر و یا شماره حساب سیبای 0216875637006 به نام منصور مصطفائی فر(قابل پرداخت در کلیه شعب بانک ملی) و پس از واریز وجه شماره 16 رقمی کارت و در صورت واریز از طریق فیش بانکی شماره قرمز رنگ فیش را همراه با آدرس کامل پستی ،کد پستی ده رقمی ،نام و نام خانوادگی و شماره تماس به صورت نظر خصوصی ذکر نمایید.


2- کتابفروشی اینترنتی فردا بوک


خرید اینترنتی کتاب لحظه های بی کسی


3- کتابفروشی بزرگ صفا

میدان انقلاب-روبروی سینما بهمن-بازارچه کتاب- طبقه زیر زمین-کتابفروشی صفا

تلفن:66978846-66978847


4- سایت شعر نو

http://www.shereno.com/book-611.html

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ تیر ۹۴ ، ۲۳:۵۸
منصور مصطفائی فر

ائله یالنیزلامیشام اولسم اگر آغلایان اولماز

غم یوکی ییخسا منی بیل کی توتوپ ساخلایان اولماز

بو گئجه سون گئجه دیر قوی باشیوی دیزلریم اوسته

بو دلی کونلومو سندن سورا هئچ آنلایان اولماز

گوز یاشیملا یاشاییپ یاشلانیرام بیر نئچه ییلدیر

سن کی یوخسان قانایان بو یارامی باغلایان اولماز

کیپریگین سن اوخ ائله وور او کامان قاشلا یورکدن

بیر باخیشلا یورگه سن کیمی اوخ ساپلایان اولماز

تقدیریم بویله یازیلمیش کی یانام حسرت اودوندا

منصورون کونلونی سن تک یاندیریپ داغلایان اولماز

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ تیر ۹۴ ، ۲۳:۵۶
منصور مصطفائی فر

بگذار زخم عاشقی بر دل بماند یادگار

دل را شکستی و کنون آن را به دست ما سپار

افتاده ام در بند غم کس نیست با من هم نفس

پس عاشق دیوانه ات جانا به حال خود گذار

بر دفتر دل نام تو با خط خوش بنوشته ام

من با مداد سادگی بر این خطا گشتم دچار

از درد هجران تلخ تر دانی چه باشد نازنین

هر لحظه یادت بودن و مردن ز درد انتظار

با این همه جور و جفا کز روزگارم دیده ام

گر دست من روزی رسد آرم دمار از روزگار

منصور بعد از مرگ خود چیزی نخواهد از تو جز

یک قطره اشک و فاتحه، شاخه گلی روی مزار 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ تیر ۹۴ ، ۲۳:۵۵
منصور مصطفائی فر

چه تنهایم اگر میرم نگرید کس بر این حالم

سرم بر سینه غمها که غم گیرد پر و بالم

نمی دانم ز دست دل بنالم یا ز دلدارم

ولی دانسته ام این را بداقبالم بد اقبالم

تو رفتی و شب و روزم شده تلخ و ملال آور

که بی عشقت نمودم گم همه روز و مه و سالم

همیشه از تو می گویم ولی شعرم نمی خوانی

دوباره از تو می گویم اسیر دور ابطالم

تو حالم را به یک نقطه به بالای لب قندت

دگرگون کردی و زان دم گرفتار همان خالم

تفال می زدم دیشب به شعر حضرت حافظ

که دیدم نام او آمد که او افتاده در فالم

((دریغ آن سایه همت که بر نا اهل افکندی))

نمودی همچو زلف خود سیاه و تیره احوالم

نگاهت را بکن هدیه به منصور و دل زارش

که پیش از مرگ خود گوید رسیدم من به آمالم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۴ ، ۰۰:۱۰
منصور مصطفائی فر

منصورکیم بیلمیــــــرم امّادئلــی دیــوانه ییمیش

یازماغیــــــــندان گورورم عشقیده جانانه ییمیش
یاندیـــــــریب بال وپرین آتش هیــــــــجراندا گولوم
بوهیاهـــــــــوی جاهاندا گـــــــــوله پروانه ییمیش
دئییر پئشمانکی لیغینــــــدان ولی اولماز گوزلیم
وئریب الدن توانـــــــی عاشــــــیق دیوانه ییمیش
ایتـــــــیریب سانکی حیاتیـــــــندا گول نرگسینی
ال اوزوب دلبــــــرمستانه دن مســــــتانه ییمیش
بوحیـــــــــات فلسفه سی عاشیقه پیمان شرف
حیاتیــــــن ائیلک باهارینـــــــدا دُرودُردانه ییمیش
(مسعود)چوخ قیسناما هرکس بو یولون کاروانی
بیلئن ایستــــیر بیله دونیا بوتون افسانه ییمیش
کیـــم کی تاپشیرمی یا دونیاسینی بودهر غمه
عاشیق حقّیــــــدیر حقّ دهــریده فرزانه ییمیش

سروده:استاد مسعود ابراهیمی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۴ ، ۰۰:۰۹
منصور مصطفائی فر